من از کلاس زبان که اومدم دیدم برف شادی ریختن روم . و خوب چون اولین باری بود که اینجوری غافلگیر می شدم هم می خندیدم هم گریه می کردم . خیلی حس خوبی بود در کل هدیه هام یه مقداری پول و یه عطر بود .
شاید حتی اگه برام هدیه هم نمی خریدن این غافلگیری کمبود اونها رو جبران می کرد . چون اون باارزش ترین چیزیه که یه فرد میتونه داشته باشه .
باارزش بودن برای خانوادش
برچسب: تولد,
نویسنده: سام حسنی